تبليغاتX
عکس ایرانی، گالری عکسها، مرکز عکس ایران

مرکز عکسهای ایرانی و جدیدترین گالری عکس ایرانی

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
لحظه های سخت انتظار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 3:20  توسط مه  | 

لازم نیست زیبا باشد و زیباترین دختر یا پسر باشد. ممکن است دو نفر هستند خوشگل درجه یک هم نیستند، معمولی هستند، اما وقتی نگاه به هم می‌کنند، همدیگر را دوست دارند


برای ازدواج دنبال خوشگل درجه یک نباشید

برای ازدواج دنبال خوشگل درجه یک نباشید



به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در برنامه درسهایی از قرآن که شب گذشته از سوی تلویزیون پخش شد درباره انتخاب همسر و ملاک ازدواج همسر از نگاه قرآن و آنچه امروز در جامعه ما به عنوان ملاکهای ازدواج رواج پیدا کرده است سخن گفت که آن را در ادامه می‌توانید بخوانید. در انتخاب همسر خود دختر مهم است، یا در انتخاب همسر ملاک چیست؟ به عنوان معلم قرآن می‌گوید اولین ملاک دین است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَة» (بقره/۲۲۱) مؤمنه یعنی ایمان دارد یا نه؟ عقیده دارد یا نه؟ بعد از ایمان اخلاق است. ممکن است مؤمن باشد، اخلاقش! بعد اصالت خانوادگی است. بعد از نظر فکری به هم بخورند. گاهی ممکن است ایمان دارد ولی مخش نمی‌‌کشد.

قرآن یک آیه دارد می‌گوید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» یعنی ای کسانی که ایمان دارید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، بعد می گوید: «إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» (آل عمران/۱۱۸) اگر عاقل هستید. پیداست «آمنوا» هست، ولی عاقل… بگویید… نیست. فکرش با هم نمی‌خورد. در انتخاب همسر اصولی که باید رعایت شود، ایمان، اخلاق، خانواده، فکر به هم بخورد. هم کُفو باشد. کُفو را اسلام کُفو مالی قرار نداده. که قالی‌های خانه‌ ما یکطور باشد، ماشین ما مثل هم باشد. لهجه‌ ما مثل هم باشد. حالا یکی لهجه‌اش یکطور دیگر است. یکی یک طور دیگر است. قد ما به هم نمی‌خورد. پیراهن نیست که به یک سایز بخورد. حالا ممکن است یک سانت کوتاهتر باشد، یک سانت بلندتر باشد. سنشان باید به هم بخورد. اما حالا لازم نیست حتماً سنشان مو به مو… حالا یا شش ماه او بزرگتر است، یا یکسال این بزرگتر است. اینها گیر نیست.

دندانش مثل اینکه دو تا به هم می‌خورد. مثل اینکه راه که‌می‌رود دو میلی‌متر… این حرف‌ها را ول کن. ایمان، اخلاق، خانواده، کُفو البته شکل هم که معلوم است. باید ببینیش او را بپسندی. لازم نیست زیبا باشد و زیباترین دختر یا پسر باشد. ممکن است دو نفر هستند خوشگل درجه یک هم نیستند، معمولی هستند، اما وقتی نگاه به هم می‌کنند، همدیگر را دوست دارند. اصل دوستی است. اینقدر دختر و پسر خوشگل داریم با هم بد هستند. و اینقدر آدم‌های معمولی داریم زندگی‌شان شیرین است. آنچه مهم است، ایمان، اخلاق، خانواده، تفکر، شکل هم که باید مورد قبول باشد. پدر حق ندارد به دخترش تحمیل کند تو باید حتماً زن این شوی. آیاتش را هم اینجا نوشتم. دیگر حالا آیاتش را نمی‌خوانم که به باقی‌اش برسیم.

وعده خداوند به روزی همسران
مشکل مالی را چه کنیم؟ قناعت، حالا چه کسی گفت ما از ساعت اول چنین باشیم. خانه ندارد، این مردهایی که در خیابان راه می‌روند، در کوچه و بازار و روستا راه می‌روند، کدام‌هایشان ساعت اول یک خانه‌ شخصی داشتند؟ این آقایی که به دامادش می‌گوید: خانه‌ شخصی داری؟ می‌گوییم: آقا ببخشید خودتان آن ساعتی که خواستگاری رفتید خانه‌ شخصی داشتید؟ گیر ندهیم. «إِنْ یکُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏» (نور/۳۲) رزق با خداست. «علی الله رزقها»

گاهی وقت‌ها خود داماد تا زن نگیرد خانه‌دار نمی‌شود. خانمش قدمدار است. گاهی ازدواج می‌کند، باز هم خانه‌دار نمی‌شوند. بچه‌اش قدمدار است. وقتی بچه‌دار می‌شوند، همینطور که بچه وقتی متولد می‌شود در سینه‌ مادرش شیر می‌آورد، وقتی متولد می‌شود زندگی… شما یک نفر را پیدا کنید نشان من بدهید واقعاً در هفتاد میلیون دنبال این آدم می‌گردم، که بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، من زمان ازدواج وضعم بهتر بود. بعد از زن و بچه وضعم بد شد. تا آنجایی که ما چشممان آدم دیده اینها بعد از ازدواج وضعشان بهتر شده است.

کسی نزد حضرت آمد گفت که: وضعم بد است. گفت: ازدواج کردی؟ گفت: نه. گفت: برو ازدواج کن. گفت: من می‌گویم: ندارم بخورم، یک چیزی می‌گویند، می‌گویند: مورچه تو سوراخ نمی‌رود، موش… چه گفتم؟ مورچه! موش در سوراخ نمی‌رود، جارو به دمش می‌بندند. من می‌گویم ندارم بخورم، حالا شما می‌گویی: برو زن هم بگیر! لابد یک مشت هم بچه درست کنیم یک خیابان گدا. حضرت فرمود: آن کسی که تو را خلق کرده، دستور او این است که اگر جوانی وضع مالی‌اش بد است، ازدواج کند.

حتی حدیث داریم که فقیرها هم می‌خواهند وضعشان خوب بشود، خود فقیرها هم کمک کنند به یک فقیر دیگر. فقیر اگر به فقیری کمک کند، وضعش خوب می‌‌شود. ما نمی‌دانیم در این عالم یک خبرهایی هست. یک‌ جاهایی مثل ماشین می‌ماند، راننده استارت ماشین را می‌زند اگزوزش دود می‌کند. ما می‌گوییم: آخر این اینجا را چنین کرد، چرا عقبش دود می‌دهد. خوب مکانیک می‌فهمد که رابطه‌ اینها چیست؟ اسلام گفته می‌خواهی وضعت خوب شود ازدواج کن. البته باقی‌اش را نمی‌گویم از ترس زن‌ها! خوب من هم می‌ترسم دیگر. زن گرفت وضعش خوب نشد، گفت: برو یکی دیگر بگیر. (خنده حضار)

دختر خانه‌ پدرش است، وقتی عقد کرد خانه‌ پدرش می‌آید. ببخشید خانه‌ پدرش است می‌آید خانه‌ شوهرش! جای دختر عوض می‌شود. روزی‌اش قطع نمی‌شود. اصلاً کسانی که ازدواج نمی‌کنند از ترس خرجی می‌دانی چه می‌گویند؟ می‌گویند: اگر یکی باشم، خدا قدرت دارد خرج مرا بدهد. دو تا که شدم نان از کجا بیاورم؟ یعنی قدرت خدا ته می‌کشد. این در دلش این است. خدایا یکی باشم زور داری، دو تا باشم زور نداری. ولذا این را می‌گویند: سؤظن به خدا. کسی که ازدواج نکند از ترس خرجی، «فقد ظن بالله ظن السوء…» یعنی سوء ظن به خدا بردارد. یعنی بگوید: اگر یکی باشم خدا قادر است. دو تا باشم خدا قدرت ندارد.

مراسم خواستگاری در قرآن
مراسم بله برون! در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانه‌ شعیب. شعیب گفت: من می‌خواهم یک دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را می‌خواهم به تو بدهم؟ اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یک جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یک جلسه‌ شورای نظامی تشکیل داد، بگیرید هرکجا اعدامش کنید. خود موسی چون یک آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یک عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی دوید آمد گفت که «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیسْعى‏» (قصص/۲۰) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یأْتَمِرُون‏» (قصص/۲۰) یک شورای نظامی تشکیل دادند «لِیقْتُلُوک‏» تو را بکشند. «فَاخْرُج‏» فرار کن. خوب موسی منطقه‌ مدین آمد، کار نداریم.

بالاخره وارد خانه‌ شعیب شد. شعیب گفت: یکی از دخترهایم را می‌خواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج کند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد کند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شکست می‌خورد. پسر به دختر بگوید می‌خواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستند، شکست نمی‌خورند. دخترها نازک هستند. دختر بگوید من را بگیر، کسی به او بگوید تو را نمی‌خواهم. این اذیت می‌شود. اما پسر نه، پسر یک خرده قلدرتر است. اینطور نیست که حالا دو جا… البته حالا بعضی از پسرها هم مثل دخترها شدند. می‌گوید اعصاب من خرد شد. پنج جا رفتم، هی او می‌گوید: من می‌خواهم درس بخوانم، می‌خواهم درس بخوانم. گفتم: خوب چیزی نیست. چند جا رفتی می‌گویند: نمی‌دهیم. گفت: بیست جا! گفتم: خوب برو تا پنجاهم! من خودم پنجاه مورد خواستگاری رفتم کسی زن من نشد. (خنده حضار) پنجاه و یکمی قبول کرد. حالا نمی‌دانم پشیمان شده یا نشده. چه اشکالی دارد؟ حالا یک کسی می‌گوید نه، نه که نه! جای دیگر. مشکلی ندارد. انسان نباید به چهار نفر که گفتند نه، عصبانی شود. اگر داماد مثل موسی بود پیشنهاد از طرف پدر دختر مانعی ندارد.


,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:49  توسط مه  | 

بار سفر چه بسته ای

مرگ خبر نمیکند

آنکه نبسته بار خود

در این سفر چه میکند؟


ای کاش می دانستند

ای کاش می دانستند

به گزارش پایگاه دختران ایرانی به نقل از گرداب مادر با مهربانی دست کشید روی سر دختر جوانش و گفت: برای جوون، هر چی از لطافت و طراوت و سرزندگیِ این دوران بگی، باز هم به طور کامل ارزش و اهمیت اونو درک نمی‌کنه.

حیف، هزار حیف که بیشتر انسان ها زمانی به شکوه و ارزش جوانی پی می برند که اونو پشت سر گذاشتن.

دختر گفت: مامان، ولی من که قدرشو می دونم!

مادر خندید و گفت: اگه واقعاً قدرشو می دونستی، خوابِ شب هم از سرت می پرید چه برسد به اینکه من صبح ها بیام بالای سرت و با هزار ناز و بهانه و منّت بیدارت کنم. اونم با بت شب بیداری های بیهوده ت و سرگرمی های پای اینترنت، چت و…

دختر در حالی که دلخور شده بود، تکانی خورد که بلند شود.

مادر آهی کشید و گفت: کاش جوان ها می دانستند و پیرها می توانستند!


,
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:48  توسط مه  | 

همسرم با صدای بلند گفت: “تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟” روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم. تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد..


دختر فداکار

دختر فداکار

اشک در چشمهایش پر شده بود. ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت. آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود. گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم: “چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟ فقط بخاطر بابا عزیزم.” آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت: “باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید..” مکث کرد. ”بابا، اگر من تمام این شیربرنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟” دست کوچک دخترم را که به طرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم: “قول میدم.” بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم. ناگهان مضطرب شدم. گفتم: “آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی. بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟” “نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.” و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد. در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن، عصبانی بودم. وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد. همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت: “من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.” تقاضای او همین بود. همسرم جیغ زد و گفت: “وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه.” و مادرم گفت: “فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملاً نابود میشه.” گفتم: “آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم. خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟” سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت: “بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟” آوا اشک می ریخت. “شما به من قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟” حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش. مادر و همسرم با هم فریاد زدن: “مگه دیوانه شدی؟” آوا، آرزوی تو برآورده میشه. آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود. صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم. در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت: “آوا، صبر کن تا من بیام.” چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.. عشق دختر خوشبختی ایثار خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت: “دختر شما، آوا، واقعاً فوق العاده ست” و ادامه داد: “پسری که داره با دختر شما میره پسر منه. اون سرطان خون داره.” زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. “در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده. نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن. آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه. آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.” سر جام خشک شده بودم.. گریه‌‌م گرفت! فرشته کوچولوی من، تو به من درسی دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟ خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که اونجور که می خوان زندگی می کنن؛ بلکه کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.
,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:46  توسط مه  | 

در پی چند تجاوز به زنان شهر نیویورک، پلیس این شهر ناگزیر به راه‌اندازی گشتی شد تا به زنان دارای پوشش نامناسب تذکرات لازم را بدهد..


راه‌اندازی گشت ارشاد در نیویورک

راه‌اندازی گشت ارشاد در نیویورک

به گزارش مشرق، پلیس شهر نیویورک که چندیست مسلمانان، مراکشی‌ها، و تظاهرکنندگان را مورد هدف خود قرار داده است، این بار دست به کنترل طیف گسترده‌تری از شهروندان این شهر یعنی زنان زده است.

روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد که در واکنش به یک سری تجاوزهای اخیر در پارک اسلوپ شهر نیویورک در مجاورت بروکلین، افسران پلیس مستقر در این محل، زنانی را که احساس می‌کنند وضعیت پوشش نامناسبی دارند متوقف ساخته و به آنها تذکرات لازم برای تغییر در نوع لباس‌شان را می‌دهد.

یکی از زنان رهگذر در مصاحبه با وال استریت گفت: «او [پلیس] به لباس من اشاره کرد و گفت: آیا فکر نمی‌کنی که دامنت کمی کوتاهه؟ او همچنین به لباس‌های زنان دیگر اشاره کرده و گفت که آنها بخش زیادی از بدن خود را عریان گذاشته‌اند.»

این زن افزود که پلیس به وی گفته است که این نوع پوشش وی سبب می‌شود تا تجاوزکنندگان بتوانند به راحتی وی را هدف قرار داده و مورد اذیت و آزار قرار دهند. این نوع عملکرد نیروهای پلیس شهر نیویورک در واکنش به ده تجاوز جنسی است که از ماه مارس امسال تاکنون رخ داده است.

رییس پلیس شهر نیویورک پائل براون در ایمیلی به مجله وال استریت گفت: «این پلیس نیست که به زنان می‌گوید چه چیزی را نپوشند… بلکه تنها به آنها خاطر نشان می‌کند که در بخش عمده‌ای از این تجاوزها، افراد متجاوز به زنانی حمله کرده‌اند که دامن‌های کوتاه و لباس نامناسب به تن داشته‌اند».

جسیکا سیلک عضو سیف اسلوپ، گروهی که در اعتراض به این تجاوزها شکل گرفته است، می‌گوید که چنین تعاملاتی بین پلیس و شهروندان کاملاً نامناسب است.

وی می‌افزاید: متأسفانه این کار می‌تواند تبدیل به تعاملی متداول بین زنانی شود که مورد حمله قرار گرفته‌اند، اما پیام آن نباید این باشد که شما نباید دامن بپوشید. بلکه پیام این کار باید این باشد که راه‌هایی وجود دارد که شما می‌توانید به وسیله آنها از خودتان محافظت کنید.


,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:45  توسط مه  | 

روزنامه کریستین ساینس مانیتور در مقاله‌ای به قلم استفانی هینز، می‌نویسد: از آنجایی که در فرهنگ غربی تمامی رسانه‌ها پیام‌هایی جنسی برای دختران مخابره می‌کنند که نمی‌توان متوقفشان کرد، باید دختران را بیشتر آگاه کنیم و به آنها قوه تشخیص بدهیم..

دروازه ورود دختر ها به دنیای جنسی

دروازه ورود دختر ها به دنیای جنسی

به دختران کمک کنیم تا متوجه این مشکل بشوند
چه باید کرد؟ یک دختر دبیرستانی می‌گوید که دختران می‌توانند خود منتقد رسانه‌ها شوند. “مایا” خود عضو هیئت مشاوره دختران در سازمان “دختران قدرتمند و زنان سالم” است که در ایالت مین مستقر است و برنامه‌های درسی مناسب برای دختران دبیرستانی تهیه می‌کند و برنامه‌های متنوعی برای دختران دارد. مایا می‌گوید: «تصاویر زیادی از دختران درست شده و همه این تصاویر نیز در جهت شیر کردن آنهاست، سخت است که همه را از بین ببریم. پس باید کاری کنیم که دختران خود بتوانند این مسئله را ببینند.»

او خود مستقیماً در این مورد آموزش دیده است. وقتی که دارند برنامه‌ای تلویزیونی یا فیلمی تماشا می‌کنند، مادرش مدام روی دکمه مکث تلویزیون می‌زند و برایش توضیح می‌دهد؛ وقتی که برای مایا داستان می‌خوانده، خط قصه را اغلب عوض می‌کرده تا کاری کند شخصیت‌های مؤنث مهم‌تر جلوه کنند. (مایا تازه وقتی بزرگ‌تر شد فهمید که در داستان هری پاتر، “هری” فعال‌تر و مهم‌تر از شخصیت “هرمیونی” که دختر است، بوده) مایا، که اکنون ۱۶ سال دارد، با خنده می‌گوید: «یک کمی اعصاب‌خردکن بود که وقتی فیلم می‌دیدیم مادرم مدام فیلم را متوقف می‌کرد و می‌گفت: ببین عزیزم، این اصلاً تصویر درستی نیست که نشان می‌دهند و من هم می‌گفتم: آره، آره، می‌دونم. حالا می‌شه بقیه برنامه رو ببینیم؟»

میزان برنامه‌های تلویزیونی با محتوای جنسی از ۵۴ درصد در ۱۹۹۸ به ۷۰ درصد در ۲۰۰۵ رسیده است
پروفسور براون فرصت‌های بسیاری داشت تا در نحوه برداشت دخترش مداخله کند. طبق آمار “بنیاد خانواده کیسر”، درصد برنامه‌های تلویزیونی با محتوای جنسی – از صحبت شخصیت‌ها درباره امور جنسی گرفته تا آمیزش جنسی – از ۵۴ درصد در سال ۱۹۹۸ به ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۵ رسیده است. “لوین” در کتاب خود می‌نویسد که اگر تبلیغات را نیز در این آمار بگنجانیم، درصدش بسیار بالاتر خواهد رفت و برنامه‌های مستند مسابقه‌ای و مصاحبه‌ای که طی دهه اخیر بسیار رواج یافته است نیز همه چیز را جنسی می‌کند. دانشمندان خاطرنشان می‌کنند که بیشتر این برنامه‌ها یا خط داستانیشان سبک حرمی پر از زنان است که در آن چندین زن برای برآوردن خواست‌های یک مرد با هم رقابت می‌کنند، یا سرشار از اهداف مربوط به بهبود ظاهر جسمانی است.

حتی شخصیت‌های زن کارتونی و عروسکی نیز لباس‌های تحریک کننده به تن دارند
دختر بچه‌ها نیز همین پیام‌های جنسی را در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی مربوط به خود دریافت می‌کنند. “مؤسسه جینا دیویس برای جنسیت و رسانه” دریافته که اخیراً از هر سه شخصیت سخنگو (حیوان یا انسان) در فیلم‌های خانوادگی مناسب برای کودکان، تنها یکی مؤنث است و حتی شخصیت‌های کارتونی زن نیز لباس‌های تحریک کننده به تن دارند؛ مثلاً “جزمین” در کارتون‌های دیزنی لباسی بدون بالاتنه به تن دارد و حتی شخصیت عروسکی “میس پیگی” (که خوکی مسخره است) نیز لباس باز به تن می‌کند.

حتی اگر فیلم و تلویزیون را هم محدود کنیم، پیام‌های جنسی از رادیو، روزنامه و مدرسه به گوش بچه‌ها می‌رسد
بسیاری از کارشناسان رشد کودک با توجه به این پیش‌زمینه می‌گویند که بهترین راه کنترل این هجوم رسانه‌ای به سمت دختران جوان مشارکت والدین است. “آکادمی کودکان آمریکا” توصیه می‌کند که برای کودکان زیر ۲ سال هیچ زمان تصویر – تلویزیونی، فیلمی، و اینترنتی – در نظر نگیریم؛ برای کودکان بزرگ‌تر نیز تنها یک یا دو ساعت در روز کافی است. همین زمان‌بندی تغییر بزرگی برای خانواده‌های آمریکایی خواهد بود. بنیاد خانواده کیسر در سال ۲۰۰۳ پژوهشی انجام داد که بر اساس آن مشخص شد ۳۶ درصد کودکان زیر ۶ سال در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که تلویزیونشان تمام مدت یا تقریباً تمام مدت روشن است؛ ۴۳ درصد کودکان زیر ۴ تا ۶ سال در اتاق خوابشان تلویزیون دارند. این بنیاد در سال ۲۰۱۰ گزارش کرد که به طور میانگین، کودکان ۸ تا ۱۸ ساله، روزانه ۱۰ ساعت و ۴۵ دقیقه از محتوای رسانه‌ای خانه را به خود اختصاص می‌دهند. حتی اگر والدین تلویزیون و فیلم را محدود کنند، جنسی شدن شخصیت زنان از طریق رادیو، روزنامه‌های روی قفسه‌های سوپرمارکت‌ها، بیل‌بوردها، مدارس و اینترنت قدرتمند به دست کودکان می‌رسد؛ این تصاویر در تلویزیون به مراتب جنسی‌تر شده‌ است.

عکس زنان طرح جلد مجله “رولینگ استون” هر روز برهنه‌تر شده است
جامعه‌شناسان دانشگاه بوفالو، “ارین هتن” و “مری نل تروتن”، در پژوهشی جدید طرح جلدهای مجله “رولینگ استون” در سال‌های بین ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۹ را بررسی کردند. آنها شاهد افزایشی چشمگیر در تصاویر بیش از حد جنسی شده زنان بودند، تا جایی که تا سال ۲۰۰۹، تقریباً هر زنی که عکسش روی جلد آمده به شکلی آشکار تحریک کننده بوده اما تنها ۱۷ درصد مردان به این شکل نشان داده شده‌اند.

راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست
مایا می‌گوید حالا که راهی برای فرار از دست تصاویر جنسی نیست، بهتر است که توانایی تشخیص و مشارکت در ساخت تصاویر را پیدا کنیم. او و دختران جوان دیگر وب‌سایتی درست کرده‌اند که دختران در آن می‌نویسند، نظر می‌دهند و عقاید خود درباره جنسی شدن تصویر زنان در رسانه‌ها را با هم رد و بدل می‌کنند. این پایگاه به کاربران این امکان را می‌دهد که تصاویر تبلیغاتی را ببینند و بعد تصاویر تغییر داده شده خود را جای آن بگذارند. مثلاً یکی از تصاویر اخیری که گذاشته‌اند تبلیغ مجله “زپوس” است؛ در این تصویر زن برهنه‌ای نشان داده می‌شود که تنها جمله زیر تصویر قسمتی از بدنش را پوشانده و آن جمله این است: “این کفش‌ها چیزی بیش از کفش است!” بعد آن کسی که تصویر را در وبگاه گذاشته در دنباله جمله اضافه می‌کند: و با این حال هیچ خلاقیتی در تبلیغ خود به کار نبرده است!

“جکی دوپونت”، مدیر برنامه‌های سازمان “دختران قدرتمند و زنان سالم” می‌گوید: «وقتی به شکلی هجوآمیز روی این پیام‌ها تأکید می‌کنیم، تأثیرش را از دست می‌دهد؛ مضحک بودن آنچه تبلیغات سعی در گفتن آن درباره زنان دارند روشن‌تر می‌شود.»

شهوت‌ انگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، فقط برای ترغیب به خرید است
اما تصاویر رسانه‌ای تنها بخشی از مشکل جنسی شدن همه چیز است. لوین و دیگران می‌گویند که بازاریابی تهاجمی‌تر عمل می‌کند. از زمان جنبش رفع نظارت قانونی در دهه ۱۹۸۰، دولت فدرال بخش اعظم کنترل خود بر تبلیغات برای کودکان را از دست داد. لوین می‌گوید که همین مسئله باعث شد بازاریابان هر چه گستاخ‌تر شوند. او می‌گوید بازاریابان انگیزه پیدا کرده‌اند که از جنسی کردن تصویر زنان برای جذب دختران کوچک یا از خشونت برای جذب پسربچه‌ها استفاده کنند، زیرا از دیدگاه رشد و پرورش، کودکان جذب چیزهایی می‌شوند که از آنها سر در نمی‌آورند یا به نظرشان مرعوب کننده می‌آید. او می‌گوید که در چنین موقعیتی، شهوت‌انگیز بودن ربطی به جنسیت ندارد، بلکه فقط حقه‌ای برای ترغیب به خرید است. اگر دختران قانع شوند که “شهوت‌انگیز” بودن برابر است با محبوبیت و خود دختر بودن؛ و اگر شهوت‌انگیز بودن مستلزم داشتن لباس، آرایش، مدل مو، وسایل و کفش‌های مناسب است، بازاریابان توانسته‌اند مشتریان جدیدی به دست آورند.

آنچه در گذشته برای جوانان بود، اکنون به کودکان هم فروخته می‌شود
پدیده‌ای به نام “فشردگی سنی” – اینکه کودکان الگوهایی را در پیش می‌گیرند که در گذشته تنها برای جوانان بود – به فروش بیشتر کمک می‌کند. اگر دختر بچه‌ها از ۶ سالگی برق لب بزنند (که آمار پژوهش “سازمان مصرف کننده ملی اکسپرین سیمونز” نیمی از آنها چنین می‌کنند) و از ۸ سالگی ریمل (طبق آمار گروه “ان‌پی‌دی”، درصد دختران ۱۲-۸ ساله‌ای که ریمل می‌زنند بین ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ دو برابر شد و از هر ۵ دختر یکی ریمل می‌زند)، بیشتر به نفع کمپانی‌های لوازم آرایشی خواهد بود. لوین می‌گوید که به همین دلیل است که اکنون لباس زیر مخصوص زنان به ۷ ساله‌ها هم فروخته می‌شود.

یکی از بهترین راه‌ها برای به دام نیفتادن نقش‌های جنسیتی دختران، گسترده‌تر ساختن افق‌های آنهاست
در همین حال، تقسیم‌بندی سنی عمیقی در اسباب‌بازی‌ها، لباس و بازی و سرگرمی به وجود آمده است. “اورنستاین” در کتاب “سیندرلا دخترم را خورد” به این مسئله اشاره می‌کند که رنگ صورتی همه جا را پر کرده، تا جایی که بسیاری از دختر بچه‌ها با رادار صورتی یکدیگر را زیر نظر دارند و مثلاً اگر سه‌چرخه‌ای صورتی نباشد، دیگر نباید سوارش شوند. “براون” در کتابش اشاره می‌کند که هیچ معادل صورتی و محدود کننده‌ای برای پسران نیست. با اینکه رنگ آبی، وسایل ورزشی، اسباب بازی ماشین و کامیون و دکور اتاق آنها را تشکیل می‌دهد، باز هم گزینه‌های بیشتری برای تعریف خود در اختیار دارند. براون می‌گوید: «دختران در سطوحی بی‌سابقه با تصاویر محدود و مشخصی از دختر بودن مواجه می‌شوند.» یکی از بهترین راه‌ها برای به دام نقش‌های جنسیتی نیفتادن دختران، گسترده‌تر ساختن افق‌های آنهاست.

باید دختران را با تجربه‌های واقعی و متفاوت آشنا کنیم
خانم “دوپونتگ که در سازمان “دختران قدرتمند، زنان سالم” مسئول برنامه “دختران ماجراجو” برای دختران کلاس دوم تا اول راهنمایی است، دختران را با زنانی آشنا کرده که در شاخه‌هایی غیرمعمول و غیرسنتی، از ساخت و ساز و ورزش راگبی گرفته تا شیمی و سورتمه‌سواری سگ‌ها به موفقیت رسیده‌اند؛ او می‌گوید: «اگر ما را با تصاویری بمباران می‌کنند که به ما حس انتخاب می‌دهند، در واقع تکراری و ساده‌اند؛ ما نیز نمی‌توانیم صرفاً به دختران بگوییم گزینه‌های زیادی برای انتخاب دارند، بلکه باید آنها را با تجربه‌های واقعی و متفاوت آشنا کنیم.»

این همان کاری است که “فینوکین” کوشید در مورد دخترش انجام دهد. او نمی‌خواست تخیلات “کیوا” را نابود کند، بلکه می‌خواست دخترش امکانات بیشتری را که پیش رو دارد ببیند. بنابراین، با اینکه کیوا دوست داشت تنها داستان‌های پریان دیزنی را با عناوینی چون “سیندرلا: عروسی دلخواه من” بخواند، “فینوکین” مصر بود که داستان‌هایی درباره “ملیا ایرهارت” (نخستین زن آمریکایی که مدرک خلبانی دریافت کرد) و دیگر زنان موفق را نیز برایش بخواند. او لباس‌های بومیان آمریکا و لباس “شاهزاده خانم پرستو” (شخصیتی کارتونی که به زیبایی باقی شاهزاده خانم‌ها نیست) را نیز برایش خرید تا در کنار لباس‌های صورتی مارک دیزنی‌اش داشته باشد.

همیشه یک قدم جلوتر باشیم
فینوکین می‌گوید: «کیوا که اکنون ۵ ساله است از بند عشق شاهزاده خانم‌ها رها شده است. این روزها داستان “جیمز و هلوی عظیم‌الجثه” و “جادوگر شهر اوز” بیشتر سرگرمش می‌کند.»

فینوکین می‌گوید: «من می‌کوشم یک قدم جلوتر باشم. شاهزاده خانم‌ها قدرتشان را از دست داده‌اند. دخترم هنوز آن شخصیت‌ها یا کارتون‌ها را دوست دارد اما دیگر معتقد نیست که چون شاهزاده یا دختر است نمی‌تواند بپرد.»

لوین می‌گوید: «مشارکت والدین خیلی مهم است، اما لازم نیست حتماً تنهایی مشکل را حل کنند. طی چند سال گذشته سازمان‌های حمایتی روبه‌رشدی برای مقابله با فشار بازار و جنسی شدن شکل گرفته است.»

گروه‌هایی برای نقد و بررسی تبلیغات و بازی‌ها تشکیل شده‌اند
لوین و دیگران در کمپینی شرکت دارند که خواستار قوانین جدید درباره نحوه پیام‌رسانی شرکت‌های تبلیغاتی به کودکان است؛ کمپین برای کودکی بدون تبلیغات نیز خواهان محدودیت‌های بیشتری برای بازاریابی شده‌اند و اجلاس‌هایی درباره مقابله با فرهنگ مشتری و جنسی شدن برگزار کرده‌اند. سازمان “تروس” (آموزگاران در برابر سرگرمی‌های ناسالم برای کودکان) راهنمای ناشران و رسانه‌ها را منتشر می‌کند که در آن به بررسی اسباب‌بازی‌ها و ادعاهای بازاریابان می‌پردازد و فعالیت‌های مناسب برای هر سن را پیشنهاد می‌کند.

همایش‌هایی برای اطلاع رسانی بیشتر به دختران و زنان برگزار می‌شود
اخیراً بازیگری چون “جینا دیویس” به سناتور دموکرات، “کی هیگن” از کارولینای شمالی و نماینده دموکرات مجلس نمایندگان، “تمی بالدوین” از ویسکونسین، پیوسته تا برای پیشنهاد طرحی قانونی لابی کنند؛ این طرح برای حمایت از تصویر زنان و دختران در رسانه‌هاست. خود دختران نیز به گروه‌های حمایتی متفاوتی پیوسته‌اند، از جمله اقداماتشان سازماندهی و شرکت در اجلاس “اسپارک” (اعتراض به جنسی شدن: عمل، مقاومت و آگاهی) در نیویورک سیتی است، همایشی برای دختران و بزرگ‌سالانی که درباره آگاهی رسانه‌ای، جنسیت و مبارزه با کلیشه‌ها محفل برگزار می‌کنند.

دختران باید کشف کنند که دنبال کردن جدی علائقشان چقدر خوب است
مدارس نیز می‌توانند بخشی از این بار را بر دوش بکشند. “کاترین استاینر-ادر”، روان‌درمانگر و مشاور آموزشی، به مدت ۳۰ سال با مدارس سراسر کشور برای طراحی برنامه‌ای درسی که هوش اجتماعی و احساسی دختران و پسران را بالا ببرد همکاری داشته است. او می‌گوید برنامه‌هایی که در آن دختران تشویق می‌شوند، خلاقیت به کار می‌برند و بعد طرح خودشان را گسترش می‌دهند، اغلب موفقند. او می‌گوید: «دختران کشف می‌کنند که دنبال کردن جدی علائقشان چقدر خوب است و به همین دلیل عمیقاً و با جدیت به انگیزه‌هایشان بها می‌دهند.»

شرکت دانش‌آموزانی که در برنامه‌های اجتماعی-احساسی، اعتمادبه‌نفس و موفقیت تحصیلی بیشتر
این روان‌درمانگر می‌گوید مدارسی که در مراحل اولیه روی این مسائل تمرکز می‌کنند، بیشترین موفقیت را به دست می‌آورند. در پژوهشی ۴ ساله از سوی سازمان مشارکت آموزش‌های آکادمیک، اجتماعی و احساسی، که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، پژوهشگران دریافتند دانش‌آموزانی که در چنین برنامه‌هایی شرکت می‌کنند محبت، اعتمادبه‌نفس و موفقیت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایانی که برنامه درسی اجتماعی-احساسی نداشته‌اند، نشان می‌دهند. با توجه به فرهنگ امروزی و دسترسی آسان به همه چیز و فقدان مرز بین خانه و مدرسه و مردم و فناوری، می‌توان این کار را از همان کلاس اول دبستان آغاز کرد. مدارسی که چنین برنامه‌هایی را از کلاس اول پیاده می‌کنند، فرهنگ‌های بسیار متفاوتی را پرورش می‌دهند – دانش‌آموزانشان مهربان‌تر و رفتارشان محترمانه‌تر می‌شود و از رفتارهای قلدرمآبانه بیشتر فاصله می‌گیرند.

دخترانی که در چنبره بازخورد اجتماعی اسیرند
اشاره خانم “استاینر-ادر” به فناوری، یادآور همان مشکلی است که همه از آن باخبرند و با این حال هیچ‌کس اشاره‌ای به آن نمی‌کند. در هر مکالمه‌ای که درباره جنسی شدن شخصیت دختران است، به اینترنت به عنوان چالشی عظیم اشاره می‌شود. شبکه جهانی نه تنها دسترسی آسان – و اغلب ناخواسته – به تصاویر جنسی را فراهم می‌کند (سایت‌های مبتذل هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ آمار بیننده بر کل شبکه جهانی حکمرانی می‌کنند) بلکه یک چنبره بازخورد اجتماعی را نیز ارائه می‌کند که سطح و ظاهرش سنگین اما از لحاظ ارزشی کم‌عمق است و بسیاری از کارشناسان عقیده دارند باعث کاهش هوش و شفقت می‌شود.

نوجوانانی که تصاویر شهوت‌انگیز خود را در فیس‌بوک می‌گذارند نظرات دلگرم‌کننده‌ای دریافت می‌کنند
دختران و پسران یکدیگر را تشویق به پذیرش جنسی شدن می‌کنند. نوجوانانی که تصاویر شهوت‌انگیزی از خود در فیس‌بوک می‌گذارند نظرات مشوق و دلگرم‌کننده‌ای دریافت می‌کنند. “ریچل سیمونز”، کارشناس آموزشی و نویسنده، به کتابش، با عنوان “دختر متفاوت باید از گروه اخراج شود” که درباره رفتارهای تهاجمی دختران است، چند فصل جدید درباره اینترنت اضافه کرد و آن را مجدداً به بازار فرستاد؛ او در این کتاب از دختر ۱۳ ساله‌ای می‌گوید که عکسی از خودش با لباس تنگ در فیس‌بوک گذاشته بود. او می‌گوید: «او این عکس را در فیس‌بوک می‌گذارد و ۱۰ نظر زیر آن دریافت می‌کند که در آنها همه به او می‌گویند چقدر بدنش جذاب است.»

فناوری نیاز به نظارت و خودسنجی دارد
او می‌گوید: «دختران از رسانه‌های اجتماعی برای دریافت بازخورد در مواردی استفاده می‌کنند که فرهنگ به آنها گفته باید ابراز یا رویش کار کنند. این به معنی حماقت دختران نیست… بسیاری از دختران تصاویر شهوت‌انگیزی از خود می‌گذارند زیرا در فرهنگی رشد می‌کنند که به جنسیتشان بهای زیادی می‌دهد.» سیمونز و دیگران می‌گویند راه‌حلش این نیست که والدین اینترنت را قطع کنند. راه‌های بسیاری برای استفاده از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی به شکل درست است اما فناوری نیاز به نظارت و خودسنجی دارد.

وقتی والدین غرق در فناوری‌اند، نمی‌توان از دختران انتظار دیگری داشت
وقتی والدین خودشان مدام آیفون‌هایشان را چک می‌کنند، نمی‌توان دختری را برای غرق شدن در رسانه‌های اجتماعی سرزنش کرد. سیمونز می‌گوید: ما نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم و بگوییم بچه‌ها چقدر بد شده‌اند. باید به خودمان هم نگاهی بیندازیم.
منبع: فارس


, ,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:44  توسط مه  | 

خواستگار اینترنتی که از طریق شبکه های اجتماعی از افراد به ویژه دختران جوان کلاهبرداری می کرد، شناسایی و دستگیر شد


کلاهبرداری از زنان در فیس بوک

کلاهبرداری از زنان در فیس بوک


به گزارش مهر، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به پلیس فتا پرده از راز کلاهبرداری میلیونی خواستگار قلابی برداشت. این زن در شکایتش مدعی شد با پسر جوانی در فیس بوک آشنا شدم او پس از گذشت مدتی به من ابراز علاقه کرد. وقتی موضوع را به خانواده ام گفتم آنها به شدت با این موضوع مخالفت کردند. آنها می گفتند نمی توان با چند قرار اینترنتی همدیگر را شناخت و تشکیل خانواده داد.

وقتی موضوع را به میلاد گفتم او ابتدا ناراحت شده و مدعی بود می تواند مرا خوشبخت کند. پس از گذشت چند روز از پسر مورد علاقه ام خبری نشد تا اینکه او با من تماس گرفت و مدعی شد عکسهای شخصی ام را از طریق بلوتوث هک کرده و من برای اینکه آبرویم نرود ۱۱ میلیون به او پول دادم.

در ادامه ماموران پلیس فتا کیش رسیدگی به موضوع را در دستور کار قرار دادند. ماموران ابتدا متوجه شدند میلاد از دو نفر دیگر نیز به عنوان خرید خودرو و گرفتن وام کلاهبرداری کرده است.

در ادامه با ردیابیهای تخصصی مشخص شد متهم در سایت پرشین بلاگ دارای وبلاگ است. به همین خاطر تیمهای تخصصی با اقدامات پلیسی موفق شدند مخفیگاه متهم را که از فیلترشکنهای آمریکا استفاده می کرد شناسایی و با هماهنگی مرجع قضایی دستگیر کنند.

سرهنگ سیروس دالوند سرپرست پلیس فتا کیش با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: متهم در بازجوییهای فنی اعتراف کرد با حضور در شبکه های اجتماعی همانند فیسبوک طعمه های خود را شناسایی و در فرصتی مناسب از آنها کلاهبرداری می کرد.


, ,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 20:42  توسط مه  | 


 


 

عکس خوشگل ترین بازیگران دختر سینمای ایران حتما از عکسهای پیشین هم دیدن فرمائید از بازیگر های فوق العاده زیبایی مانند هدیه تهرانی، نیکی کریمی، مهناز افشار، شبنم قلی خانی، شیلا خداداد در صفحات قبلی عکس قرار داده شد که با رجوع به گالری های قبل تر از عکس خوشگل ترین بازیگران دختر سینمای ایران میتوانید تمامی تصاویر بازیگر های معروف ایرانی را ببینید، از دیگر بازیگران دختر که بزودی عکسهای آنان در گالری جدیدتر اضافه خواهد شد میتوان از مهتاب کرامتی، ماهایا پتروسیان، گلشیفته فراهانی نام برد که بزودی عکسهای بسیاری از این هنرپیشگان دختر مشهور سینمای ایران برای شما دوستداران بازیگرانی ایرانی اضافه خواهد شد، برای دیدن عکسها در اندازه های واقعی و بزرگتر بعد از کلیک کردن بر روی تصویر بازیگر ایرونی مورد نظر خود اندکی صبر نموده تا عکس بطور کامل لود شود سپس میتوانید تصویر بازیگر مورد نظر خود را مشاهده کرده و بر روی هارد خود سیو نمائید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 23:58  توسط مه  | 

در این گالری عکس جدید دختر ایرانی را برای شما قرار دادیم که میتوانید در همین اندازه گالری عکس جدید دختر ایرانی را تماشا نمایید، در صورت تمایل برای دریافت این گالری عکس جدید دختر ایرانی در اندازه و سایز بزرگتر و یا والپیپر این عکسها درخواست و تقاضای خود را در بخش کامنتها برای ما بگذارید تا این گالری عکس جدید دختر ایرانی در اندازه بزرگتر برای شما ارسال نمائیم، متقاضیان عزیز یادشان باشد که حتمآ به همراه درخواست خود یک ایمیل هم برای ما بگذارند تا ما در اسرع وقت این گالری عکسهای جدید دختران ایرانی را برای شما و به ایمیل شما بفرستیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 15:46  توسط مه  | 

عکس

عکسهای زیباترین دختر ایران

دختر ایران

عکسهای زیباترین دختر ایران

عکسهایی که در حال مشاهده اش هستید مربوط به عکسهای زیباترین دختر ایران میباشد این بازیگر ایرانی خوش چهره نامش شبنم قلی خانی میباشد که با توجه به شرایط سنی این بازیگر زیبا فیلمهای زیادی را در کارنامه او خواهیم دید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 18:32  توسط مه  |